ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

جلسه ی دهم

یک از اتفاقات جلسه ی دهم، غیبت آقای مسعود حبیبی بود. او که تا کنون گزارش همه ی جلسات را در وبلاگ منتشر نموده است، در این جلسه حضور نداشت. این هم از معایب دانشجوی فعال بودن است. یک جلسه که نباشی مدرس سراغت رو می گیره و ... . از همه مهم تر که کار وبلاگ هم معطل می مونه. چون فقط مسعود بود که با علاقه یادداشت ها رو می نوشت. لذا برای عدم ایجاد وقفه در کار گزارشات وبلاگ، خودم این کار رو انجام میدم، اما از نگاه یک دانشجوی بی حوصله و تنبل!

" جلسه ی دهم از ساعت 8 صبح شروع شد. تو این جلساتی که کم کم به شماره می افتن، بچه ها هم با خیال راحت و سر فرصت به آتلیه میان. وقتی مدرس اومد تو کلاس، آقای مهندس حبیبی و یکی از دوستان در حال کرکسیون بودن. من هم که این گزارش رو مینویسم تو این لحظه تو رختخوابم! خلاصه کرکسیون ها یکی یکی و بسته به حضور دوستان انجام میشد و مدرس حسابی از کم کاری بچه ها شاکی شده بود. یکی سرخوش می آمد و می گفت از هفته ی پیش تا امروز فکر کردم، اما محصولی ندارم که ارائه کنم! یکی دیگه حجم ماکت رو در سایت جابجا کرده و همین محصول یک هفته اش بود. خلاصه اکثرا قرص کم کاری ترکونده بودن. بجز یکی دو نفر دانشجوی علاقه مند که حسابی خودشونو تو دل مدرس عسل کردن.

حالا دیگه کم کم من دارم حاضر میشم که برم به سمت دانشکده. الان ساعت 13 است و احتمالا مدرسان برای نهار و استراحت رفته اند.
ساعت 14 که مجددا کرکسیون شروع شد، من اولین نفر بودم که کرکسیون کردم. مدرس هم به روی خودش نیاورد که آخه دانشجوی تنبل، حالا وقت اومدنه! معلم هم معلم های قدیم. کلی جذبه داشتن و بچه ها از ترسشون صبح علی الطلوع راه میافتادن که زود تر از معلم در کلاس باشن.

خلاصه چند تا کرکسیون دیگه هم انجام شد. تو یکی از کرکسیون ها یکی از بچه ها اعتراف کرد که هنوز برنامه فیزیکی رو ندیده! اینجا دیگه مدرس حسابی قاط زد و عصبانی شد و گفت که تا هفته ی دیگه که روز تحویل موقته، هر کس پلان های یک دویستم و سایت پلان یک پانصدم و ماکت یک پانصدم نداشته باشه، دیگه سر کلاس نیاد. با خودم گفتم ظاهرا این تو بمیری ازاون تو بمیری هاست. این مدرس که از کوره در نمی رفت. پس باید این هفته رو حسابی کار کنیم. اما کو حس کار کردن. حس همه کار داریم الا کار.
اوضاع هنگامی بی ریخت شد که یکی از بچه ها کارش رو گذاشت رو میز و کارش داد میزد که این کار رو کپی و پیست کرده. مدرس هم با احترام به او گفت که این کار کرکسیون شده است! ضمنا ما چنین خواسته هایی در برنامه فیزیکی نداریم. سالن کنفرانس ما 50 نفره است، اما خانم سالن آمفی تئاتر 500 نفرا تو کارش گذاشته با جزئیات کامل!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

در پایان جلسه هم مدرس گفت که پنجشنبه 2/3/87 جلسه ی جبرانی در دانشکده برگزار میشه از ساعت 8 تا 18 و هفته ی آینده 6/3/87 تحویل موقته. تحویل موقت هم 5 نمره از نمره ی پایان ترم رو داره. جدی جدی باید این هفته رو مقدار اندکی کار کرد."